دکتر محمدعلی نظری متخصص علوم اعصاب و استاد دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه ایران
خانم فاطمه راد کارشناس علوم اعصاب
در دهههای اخیر، پارادایمهای درمانی در حوزه سلامت روان دستخوش تغییری بنیادین شدهاند. امروزه دیگر رویکرد «یک نسخه برای همه» در مراکز پیشرو جهان جایگاهی ندارد و جای خود را به پزشکی شخصیسازی شده (Personalized Medicine) داده است. این رویکرد به کمک علوم اعصاب کاربردی، بهویژه نوروفیدبک و نقشه مغزی، در تشخیص و درمان فردیسازی شده عملی شده است.
رویکرد اصلی ما در این مرکز، فراتر رفتن از دستهبندیهای کلی تشخیصی رایج در گایدلاینهای روانپزشکی است. در روانپزشکی شخصیسازی شده، هدف این است که درمانها دقیقاً بر اساس ظرفیتها و ویژگیهای بیولوژیکی و روانی هر فرد طراحی شوند. بدین ترتیب دو فرد با تشخیص مشابه (مثلاً افسردگی)، لزوماً تحت پروتکل درمانی یکسانی قرار نمیگیرند، بلکه مسیر درمانی آنها پس از ارزیابیهای دقیق مشخص میگردد.
در روانپزشکی کلاسیک، تشخیصها عمدتاً بر پایه مصاحبههای بالینی، مشاهده رفتار و تستهای استاندارد روانشناسی استوار است. این روشهای کلاسیک همچنان به عنوان ارکان اصلی تشخیص محسوب میشوند ولی دستاوردهای نوین نوروساینس (Neuroscience) دریچهای جدید به سوی فهم دقیقتر اختلالات گشوده است.
از آنجا که منشأ تمامی رفتارهای انسان در مغز نهفته است، با اندازهگیری فعالیتهای ناشی از عملکرد مغز، میتوانیم رفتارهای نرمال و نابهنجار (Abnormal) را با دقت بیشتری پیشبینی کنیم. این ابزارهای نوین، نه به عنوان جایگزین، بلکه به عنوان ابزار کمکتشخیصی قدرتمند در کنار مصاحبه بالینی قرار میگیرند تا ضریب خطا را به حداقل برسانند.
شروع مداخلات معمولاً با تهیه نقشه مغزی یا QEEG همراه است. نقشه مغزی به ما اجازه میدهد «مارکرهایی» (Markers) را استخراج کنیم که اطلاعات حیاتی درباره عملکرد مغز مراجع ارائه میدهند. این مارکرها در دو حوزه کلیدی کاربرد دارند:
برای برخی از مراجعین روانپزشکی، استفاده از روشهای غیردارویی یک ضرورت یا اولویت است. روشهای نوروتراپی (Neurotherapy) شامل طیف وسیعی از ابزارهاست که در مرکز ما تحت نظارت دکتر محمدعلی نظری استاد علوم اعصاب دانشگاه علوم پزشکی ایران ارائه میشود. این روشها عبارتند از:
استفاده از این ابزارها به ویژه در موارد زیر توصیه میشود:
هدف از نوروتراپی و نوروفیدبک، شناسایی امواج مغزی نابهنجار و هدایت آنها به سمت وضعیت نرمال و استاندارد است. با اصلاح این الگوهای مغزی، رفتارهای فرد نیز به تدریج به سمت هنجار شدن حرکت میکند. اگرچه در برخی موارد ممکن است درمان کامل به معنای مطلق کلمه رخ ندهد، اما هدف غایی ما، بهبودی قابل توجه و ارتقای سطح کیفیت زندگی بیمار است.
تلفن تماس: 09003602751
(خلاصه توضیحات دکتر محمدعلی نظری):
نگاههای کلاسیک بر تشخیص روانپزشکی کماکان باید وجود داشته باشند یعنی رویکردهای مبتنی بر مصاحبه مشاهده و تستهای استاندارد روانشناسی، ولی امروزه آوردههای نوروساینس داره این نوید رو به ما میده که با توجه به ب اینکه رفتارهای ما ناشی از مغزه، بنابراین با اندازهگیری رفتارها به عنوان فعالیتهای ناشی از عملکرد مغز میتوانیم رفتارها را پیشبینی کنیم. بنابراین میتوانیم از دادههای نوار مغزی به عنوان ابزار کمک تشخیصی در روانپزشکی هم استفاده بکنیم
در این رویکرد، تشخیص روانپزشکی از مدل قدیمی «یک نسخه برای همه» فاصله گرفته است. روانپزشکی شخصیسازی شده یعنی درمان هر فرد دقیقاً بر اساس ظرفیتهای وجودی، ارزیابیهای دقیق بیولوژیکی و نیازهای اختصاصی همان فرد طراحی میشود؛ به طوری که ممکن است دو فرد با برچسب تشخیصی یکسان، مسیرهای درمانی کاملاً متفاوتی را طی کنند.
بر اساس دستاوردهای نوین علوم اعصاب، تمامی رفتارهای ما منشأ مغزی دارند. ما با استفاده از ابزاهایی نظیر نقشه مغزی، فعالیتهای ناشی از عملکرد مغز را اندازهگیری میکنیم. این ابزار به عنوان یک وسیله کمکتشخیصی به پزشک اجازه میدهد تا رفتارهای بهنجار و نابهنجار را پیشبینی کرده و با دقت بیشتری ریشه اختلال را شناسایی کند.
بله، این یکی از بزرگترین مزایای استفاده از تکنولوژی QEEG است. با استخراج مارکرهای خاص از نقشه مغزی، روانپزشک میتواند پیشبینی کند که کدام دسته از داروهای ضد افسردگی یا سایر داروها با وضعیت مغزی بیمار «فیت» و سازگارتر است. این کار مانع از آزمون و خطا برای تعویض داروها شده و علاوه بر تسریع بهبودی، هزینههای درمان را نیز کاهش میدهد.